جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

163

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كرزن - م ) مانده است و به مصداق فكر و پندار آقاى هارد كاسل در نمايش : « براى پيروزى است كه بانو راه تمكين پيش مىگيرد » « 1 » و با محافظه‌كارى كه تحسين مرا برانگيخت جواب داد : فرنگستان از لحاظ قدمت جاى بزرگى است و چنان كه منظورش بود چنين وانمود كرد كه قدمت عين توانائى است . هديه براى خان - با پيروى بىخيال از كار فريزر كه تقريبا هفتاد سال پيش از من ساعت نقره مختص به شكار به پدر ميزبانم داده بود من هم سعى نمودم به عنوان علامت امتنان از مهمان‌نوازى كه نسبت به اين‌جانب نموده بود به ايلخانى ساعتى اهداء كنم . ساعتى كه ساعات و دقيقه‌ها را دسته متحرك روى صفحه نشان نمىداد ، بلكه شماره‌هائى كه بر دايره‌اى ديده مىشد . اين چيز بديع خيلى مورد توجه او واقع شد ، ولى چون نمىتوانست اعداد را بخواند كه بىشماره‌هاى رومى ساعتهائى كه او قبلا ديده بود و به خاطر داشت متفاوت بود ، درصدد برآمدم كه براى او تابلويى معمولى با اعداد از 1 تا 60 با معادل رومى آن ترسيم كنم كه منشى ايرانى ترجمهء فارسى از آن فراهم كرد . پس از پذيرفتن ساعت ، شجاع مرا سخت متحير ساخت وقتى كه پرسيد قيمتش چقدر است . اين سئوال كه در اروپا علامت كنجكاوى بىادبانه‌ايست بنابر طبع شرقى از آن جهت بوده است كه او حتى الامكان در ازاء معادل ارزش آن را اشيايى به من باز دهد و اخلاق مشهور ايلخانى از لحاظ خست هم ترديدى باقى نمىگذاشته است كه وى پشيزى بيشتر نمىداد . در اين‌كه جنس و ارزش هديه متقابل او چه بوده هيچ‌گاه روشن نشد ، زيرا با آنكه در مورد ملاقات توديع در روز آينده بسته‌اى همراه آورده بود كه بعدا شنيدم محتوى فرش يا پارچه‌اى مليله‌دوزى به قصد اهداء بود وى در هرحال از تسليم آن به من خوددارى نمود و شنيدم كه يكى از نوكرانش آن را برداشته بود .

--> ( 1 ) - من هرچه را كه كهنه و قديمى باشد دوست دارم ، دوستان قديم ، دوران قديم ، آداب قديم ، كتابهاى كهنه و شراب كهنه .